الشيخ أبو الفتوح الرازي
76
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گفت : معنى آن است كه : فاضربوا الاعناق و ما فوقها من الرّؤوس ، كقوله : فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ ( 1 ) . . . ، يعنى اثنتين فما فوقهما . و بر اين قول : مراد سر و گردن باشد . * ( وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ ) * ، عطيّه گفت : كلّ مفصل ، مراد هر بند و گشادى ( 2 ) است . عبد اللَّه عبّاس و ابن جريح و ضحّاك گفتند : مراد اطراف است ، و اصل او سر انگشتان دست و پاى باشد ، و اشتقاق او من ابنّ بالمكان اذا اقام به و لزمه باشد ، براى آن كه ملازم باشد بر جاى خود [ يا ] ( 3 ) بر آنچه قبض كند بر او ، قال الشّاعر : الا ليتنى قطَّعت منه ( 4 ) بنانة و لا قيته فى البيت يقظان حاذرا يمان بن رباب گفت : * ( فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْناقِ ) * ، كنايت است از صناديد و رؤوس ، و * ( كُلَّ بَنانٍ ) * ، كنايت است از سفله ، و اين قولى لطيف است . سهل بن حنيف گفت . روز بدر ما تيغ بنزديك سر كافران مىبرديم ، تيغ به دو نارسيده سر ايشان از تن مىبيوفتاد ، دانستيم كه آن كار ما نيست ، فريشتگان مىكنند . عبد اللَّه عبّاس گفت : مردى از بنى غفار مرا حكايت كرد ، گفت : من و پسر عمّى از آن من روز بدر بيامديم و بر بالاى كوهى شديم منتظر آن تا دست كه را باشد و كجا غارت كنند تا ما ( 5 ) چيزى برباييم ، گفت : ابرى برآمد و نزديك ما آمد و ( 6 ) ما در ميان آن ابر خمخمه ( 7 ) اسپان شنيديم و آواز سواران كه مىگفتند : اقدم حيزوم ( 8 ) . امّا پسر عمّم از آن ترس بر جاى بيوفتاد و بمرد ، و امّا من تماسك كردم پس از آن كه مرا هيچ قوّت نماند و نزديك بود تا هلاك شوم . عكرمه گفت كه ، از ابو رافع شنيدم - مولى رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله - كه گفت : من غلام عبّاس عبد المطَّلب بودم و اسلام در خانه ما آمده بود ، من اسلام آورده بودم و امّ الفضل زن عبّاس بن عبد المطَّلب ايمان آورده بود و عبّاس نيز مايل بود به اسلام و اظهار نمىيارست كردن براى قومش كه مخالفت ايشان نمىخواست چه او را مالى بسيار بر مردمان بود پراگنده و ابو لهب به بدر نرفته بود و بدل خود عاصم بن هشام بن المغيره را بفرستاده بود ، و همچنين هر مردى كه
--> ( 1 ) . سوره نساء ( 4 ) آيهء 11 . ( 2 ) . همه نسخه بدلها : بند گشايى . ( 3 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 4 ) . اساس : منّى ، به قياس با نسخه مل تصحيح شد . ( 5 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مج و مل نيز . ( 6 ) . اساس : از ، با توجه به نسخه آو ، و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 7 ) . اساس : بدون نقطه آو ، آج ، مج ، لب ، آن : خمجمه بم : حمجه مل : جمحمه . ( 8 ) . اساس : حزوم به قياس با نسخه آج ، تصحيح شد .